کافه عشق

سلامتی رفیق با مرام............. سلامتی رفیق با مرام.............

 یه روزی پسری با خانوادش دعواش شد و

از خونه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش و یک ماه موند.
بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد
یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟؟!!
میگه نه !!
... میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی.
عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش
رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه :
ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم
ولی نمیدونستم خواهرتو بود !
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی
رفیقی که یه ماه خونمون خورد خوابید ولی خواهرمو نشناخت ...
 
  •  

نویسنده: n_barkhordari ׀ تاریخ: شنبه 07 مرداد 1391 ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀ ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

آرزو دارم شبی عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، تلخی برخوردهای سرد را ، می رسد روزی که بی من سر کنی ، می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی زیر باران پوسید ... خوش آمدید


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 4845.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران